تبلیغات
پاسخ به سوالات شما در ادیان و مسیحیت - 26. معصومیت یک صفت ذاتی است یا اکتسابی؟ (2)

اشتراک و ارسال مطلب به:

جمعه 24 آذر 1391

26. معصومیت یک صفت ذاتی است یا اکتسابی؟ (2)

   نویسنده: شهاب    


در قسمت قبلی که با دیدگاه عصمت در مسیحیت تا حدودی آشنا شدید، لازم است عصمت در نگاه فرقه های اسلامی و به ویژه عصمت از نگاه شیعه را نیز بدانید.

در این قسمت بخش هایی از مقاله سید رضا موسوی مختاری را با دخل و تصرف خدمت شما عزیزان تقدیم می کنیم:

دیدگاه شیعه : آنچه شیعیان(اعم ازعلما و مردم) بدان معتقدند اینست که انبیاء(ع) مانند پیامبر اسلام و حضرت مسیح  از بدو تولد تا آخر عمر از هر گونه گناه و معصیت ، سهو و خطا و نسیان، در قول و فعل معصوم اند.(چه در دریافت و ابلاغ وحی و چه غیرآن). درخصوص اهل بیت (ع) نیز معتقدند غیر از عصمت در دریافت و ابلاغ وحی که موضوعاَ منتفی است، سایر مراتب عصمت را دارا هستند.
در مورد حواریون علیهم السلام هم بر اساس روایات و نیز آیات قرآن نیز در معتقدیم که بدانان وحی می شده است، هر چند در مراتبی پایین تر. اما بر اساس آیات متعدد قرآن کریم، برخی از علمای شیعه، حواریون را معصوم از خطا می دانسته اند.

تعریف عصمت : برای عصمت تعاریفی مختلف وبسیارنزدیک به هم ارائه شده است که در اینجا به تعریف برگزیده که تقریباً قدرمتیقن و جامع آنهاست،بسنده می شود؛علامه حلی(ره) می فرمایند:" العصمة لطف یمنع من اختص به من الخطا و لایمنعه علی وجه القهر"؛ یعنی عصمت در معصوم لطفی الهی است که انسان را با اختیار، از لغزش دور نگه میدارد.

حقیقت عصمت: اکثر علمای فن حقیقت عصمت را بازگشت به علم می دانند که نتیجه آن حصول عالیترین مرتبه تقواست؛ یعنی فرد معصوم با عقل، بینش قوی وعلم نافذ از باطن و حقیقت گناهان و پیامدهای قطعی آن آگاه بوده و به اختیار، از ارتکاب معاصی دوری می جوید.

مواضع مورد اختلاف:

عصمت در غیررفتار:

1- عصمت درعقاید: تقریباَ تمامی فرق مسلمین پیامبران را از هرگونه لغزش عقیدتی معصوم میدانند به جزگروهی از خوارج به نام "ازارقه"، که چنین لغزشی بر پیامبران را روا می دانند.

2- عصمت دردریافت وحی: تمامی اندیشمندان مسلمان قائل به عصمت انبیاء در دریافت وحی بوده و تنها ابوبکر باقلانی(از متکلمین اهل سنت)این دیدگاه را نپذیرفته است.

3- عصمت درابلاغ وحی: دراین خصوص نیز مسلمین متفق در عصمت انبیاء هستند و تنها گروهی از"کرامیه و حشویه"(گروهی از متکلمین اهل سنت)، لغزش انبیاء را در گفتار پذیرفته و افسانه غرانیق را شاهد آن دانسته اند.

عصمت در رفتار:

دربین مسائل مختلف عصمت،عصمت در رفتار بیشترین محل بحث و مناقشه بین دانشمندان بوده که نظرات مختلفی نیزپیرامون آن ارائه شده است:

الف – دیدگاه شیعه: همانطور که گذشت اکثریت قریب به اتفاق شیعه معتقدند تمام پیامبران و عترت پیامبر(ص)از هرگونه خطا و گناه عمدی و سهوی و یا از روی فراموشی ، کوچک و بزرگ ، پیش یا پس از بعثت، در اعتقاد و گفتار و احوال و کردار، معصوم هستند.(سید حیدرآملی، علامه حلی، علامه مجلسی، شیخ مفید و شیخ طوسی و سید مرتضی و عبدالرزاق لاهیجی،علامه طباطبایی و امام خمینی،ازفحول علمای شیعه براین اعتقادند).


ب – دیدگاه اهل سنت :

1- دیدگاه معتزله(گروهی از متکلمین اهل سنت): از نظر این گروه ارتکاب گناهان کوچک جز در مواردی که باعث بیزاری مردم می شود، برپیامبران رواست.قاضی عبدالجبار معتزلی می گوید:" دلیلی بر رد این دیدگاه نداریم؛ چه اینکه گناه کوچک، تنها در کاستن منزلت انسان ها نقش دارد" .

2- دیدگاه ابوعلی جبایی(از متکلمین اهل سنت): ازنظروی ارتکاب گناه از روی سهو ونسیان جایز است.

3- دیدگاه حشویه و کرامیه: حشویه معتقدند حتی انجام گناهان بزرگ از روی عمد برای پیامبران جایز است . کرامیه هم عقیده با این گروه، فقط دروغگویی در مقام تبلیغ را استثنا کرده اند.

4- برخی ازمتاخرین ازنویسندگان اهل سنت عصمتی را برای پیامبران قائلند که بااشتباه و خطا ولغزش آنان قابل جمع است به این معنا که عصمت آنان را نسبی(غیرمطلق) وغیرذاتی دانسته ولذا ممکن است خطاکنند ولی خداوند باوحی خود آنان را متذکر به خطا واصلاح آن میکند.

بنابرآنچه گذشت این تنها شیعه هست که عالی ترین مراتب عصمت را برای انبیاء و چهارده معصوم (ع) قائل است؛ حال باید به تبیین استدلالی این دیدگاهها پرداخت که کدامیک از آنها از پشتوانه محکم ِعقلی و نقلی(آیات و روایات موثق) برخوردار است.


سوال: عقل انسان برچه اساس و مبنایی به ضرورت عصمت انبیاء حکم صادر میکند؟

از دیدگاه تمامی علمای شیعه اعتقادات بنیادین هرمومنِ ِموحد ِشیعه باید ازروی استدلال عقلی و برهان بوده و تقلیدی وبراساس ظن نباشد؛زیراکه"ان الظن لایغنی من الحق شیئا"(یونس/36) و شرط پذیرش این اعتقادات در محضر الهی نیز همین است.یکی از این مباحث مقوله "عصمت" است، لیکن به لحاظ ترتیب منطقی، بحث عصمت انبیاء، می بایست پس از اثبات توحید و اثبات ضرورت بعثت انبیاء و لزوم وحی، مطرح شود؛ در اینجا برای رعایت سیرمنطقی مطالب ،این موارد را جزواصول موضوعه و مسلمات بحث، فرض نموده و به اثبات ضرورت عصمت انبیاء می پردازیم.(البته در سلسله مباحث آتی به ان مقولات نیز خواهیم پرداخت.)

سوال اساسی: باتوجه به اینکه افراد عادی انسان مستقیماً ازوحی (به عنوان راهی مطمئن برای شناختهای لازم، که جبران کننده نارساییهای حس و عقل انسانی است) بهره مند نیستند و استعداد و لیاقت  دریافت وحی الهی را نیزندارند و ناچار پیام الهی باید بواسطه افراد خاصی(پیامبران)، به ایشان ابلاغ شود، چه ضمانتی برای صحت چنین پیامی وجود دارد؟ وازکجا می توان مطمئن شد که شخص پیامبر، وحی الهی را درست دریافت کرده و آنرا درست به مردم رسانده است؟واگر چنانچه واسطه ای نیزبین خدا و پیامبر باشد از کجا معلوم آن واسطه نیزوظیفه خود را بدرستی و صحیح انجام داده باشد؟زیرا راه وحی، درصورتی کارآیی و نتیجه لازم رادارد، و می تواند نارسایی دانش بشری را جبران کند که از مرحله صدور تا مرحله وصول به مردم ، از هرگونه تحریف و دستبرد عمدی و سهوی، مصون باشد وگرنه با وجود احتمال سهو ونسیان در واسطه یا واسطه ها، یا تصرف عمدی در مفاد آن، باب احتمال خطاء و نادرستی درپیام رسیده به مردم ، باز می شود و موجب سلب اعتماد ازآن می گردد، پس، از چه راهی می توان اطمینان یافت که وحی الهی بطور صحیح و سالم بدست مردم می رسد؟

یک راه متصور : راه اولی که به ذهن می رسد این است که مجموعه ای ازافراد نخبه و فوق العاده که از بهره هوشی بالا وازعلوم و دانشهای مختلف کافی، برخوردارند، پیام الهی را مطالعه و با عقل جمعی بررسی دقیق نموده و خطای آن را تشخیص داده و در صورت وجود خطا، آنرا اصلاح می نمایند ودر نتیجه پیام الهی بدون اشتباه و نقصان ،بدست عموم مردم می رسد.

پاسخ این تصور: اولاً این پاسخ زمانی می توانددرست باشد که انسانها یا حداقل تعدادی از آنها، از حقیقت وحی مطلع بوده و یا دست کم استعداد فهم حقیقت وحی را دارا باشند، درحالیکه فرض ما اینست که انسانها فاقدچنین استعدادی هستند هرچند از هوش بالا وعلوم بالایی نیزبرخورداربوده باشند؛ لذا فرض نظارت نخبگان و تشخیص خطا منتفی است. ثانیاً عقل فقط درصورتی که محتوای پیام وحی مخالف احکام یقینی ِعقلی باشد توان تشخیص دارد ولاغیر. مثلاً اگر مدعی پیامبری پیامی بیاورد که آن پیام متضمن این باشد که" اجتماع نقیضین ممکن است"، عقل قطع پیدا میکند که یا مدعی در ادعای خود کاذب است و یا محتوای پیام تحریف شده است؛ درحالیکه فلسفه اصلی نیاز به وحی، درمسائلی است که عقل، راهی برای اثبات یا نفی آنها ندارد و نمی تواند با ارزیابی مفاد و محتوای پیام، صحت و سقم آنرا تشخیص دهد.پس بنابراین راه متصور فوق صحیح نمی باشد.

پاسخ حقیقی : بافرض اینکه هدف از ارسال رسل و انزال کتب ایجاد زمینه تکامل اختیاری بشروسپس هدایت بشر به سوی سعادت دنیوی و اخروی باشد،ازطریق صفات کمالیه الهی می توان مصونیت پیامها را از تصرفات عمدی و سهوی اثبات کرد:

مقتضای علم،قدرت و حکمت الهی آن است که پیام خود را دست نخورده و سالم و مصون از هرگونه تحریف و تبدیلی ،به بندگانش برساند چراکه :

1- اگر خداوند نخواهد که پیامهایش بطورصحیح به بندگانش برسد خلافِ حکمت بالغه خواهد بود و اراده حکیمانه الهی، این فرض را نفی می کند.

2- اگرخداوند نداند که پیام خود را از چه راهی ، چگونه و بوسیله چه کسانی بفرستد که سالم به بندگانش برسد با علم نامتناهی ِ او منافات خواهد داشت.

3- اگر خداوند نتواند وسایط شایسته ای را برگزیند و آنها را از هجوم موانع (از جمله شیاطین) ، حفظ کند با قدرت نامحدود او سازگار نخواهد بود.

بااین بیان مصونیت فرشته یا فرشتگان الهی(به عنوان واسطه های وحی) ونیز مصونیت پیامبران (به عنوان حاملان وحی)، در مقام دریافت و نیز عصمت آنان از خیانت عمدی یا سهوی ویا نسیان در مقام ابلاغ پیام الهی، به اثبات می رسد.

نکته مهم : البته برهان عقلی ارائه شده ،فقط عصمت انبیاء رادر مقام دریافت و ابلاغ وحی اثبات می کند و اثبات سایرمراتب عصمت از دایره این برهان خارج است و باید با دلایل دیگری آنرا اثبات نمود.

بیان عصمت انبیاء(ع) درقرآن


الف - آیات دال بر عصمت انبیاء(ع) در دریافت و ابلاغ وحی :
1- "وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكیمٍ عَلیمٍ (نمل6) و "وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏،إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى‏ (نجم 3و4)
این آیات بیانگرآنست که پیامبر(ص) قرآن را از منشاء آن ،که نزد خدای دانای حکیم است، دریافت می کند و هرآنچه می گوید وحی خداست وهیچ سخن او از روی هوی و هوس(ودلبخواهی) نیست؛ فلذا وقتی پیامبر(ص)، وحی را از منشاء آن دریافت می کند و به تصریح آیه، آنچه می گوید جز وحی نیست، درنتیجه روشن است که دریافت وابلاغ آن ازهرگونه تحریف و تبدیلی بری خواهد بود.
2- "عاَلِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلىَ‏ غَیْبِهِ أَحَدًا الَّا مَنِ ارْتَضىَ‏ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُكُ مِن بَینْ‏ِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًالِّیَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُواْ رِسَالَاتِ رَبهّمْ وَ أَحَاطَ بِمَا لَدَیهْمْ وَ..."(آیات 26-28سوره جن) وآیه شریفه "وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْیُنِنا وَ ..."(طور48)؛ این آیات به این حقیقت اشاره دارند که اولاً؛ خداوند عالم غیب خود را به روی فرستادگانی می گشاید که مورد رضای او هستند؛ یعنی کسانیکه به عالی ترین مقام بندگی رسیده اند. ثانیاً خداوند علیرغم رضاوخشنودی ازرسولان خود،مامورانی را نیزاز پیش و پس بر این فرستادگان الهی،مراقب قرار داده است؛ تا آنها اوامر الهی را درست ابلاغ کنند وثالثاًهمه این امورتحت اشراف ،نظارت و قدرت خدای متعال صورت می گیرد؛بنابراین چون غرض از گماردن ماموران ونظارت خداوند، این است که محتویات وحی را بدون تغییر و تبدیل ابلاغ نمایند،و خداوند آن را، اراده فرموده است واراده الهی تخلف ناپذیر است،"إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ"(طلاق3)،لازم می آید که آنها در دریافت و ابلاغ وحی معصوم بوده باشند.
3- "وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ ثمُ‏َّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ فَمَا مِنكمُ مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِینَ(44-47 الحاقه) و آیه شریفه" الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دینا "(مائده3)
طبق این آیات اساساَ در ابلاغ وحی ، پیامبر(ص) نمی تواند هیچگونه سخنی خارج از سخن خدا به مردم برساند؛ چون خداوند ایشان را تهدید کرده است واز سویی ،طبق آیه شریفه اکمال دین،پیامبر، دین خدا رابطورکامل بدست مردم رسانیده، درنتیجه روشن است که تهدید خداوند عملی نشده، فلذا وحی خدا بدون تحریف و توآم با عصمت به دست مردم رسیده است.
براساس آنچه گذشت عصمت پیامبراکرم(ص)دردریافت و ابلاغ وحی براساس آیات قرآن، اثبات گردید لیکن از آنجاییکه این نوع ازعصمت، یکی ازشؤون نبوت و رسالت است، طبعا برای سایر انبیا(ع) نیزبه خودی خود اثبات می شود.
ب- آیات دال بر عصمت انبیاء(ع) ازمطلق گناهان
دلیل اول :استدلال با استناد به مخلص(به فتح لام )بودن انبیا(ص)
1- مخلصین : براساس آیاتی از قرآن، شیطان قسم یاد نموده که تمام بندگان خدا را اغوا و اضلال کند مگر" مخلَصین" را ؛ آنهم به این دلیل که قدرت گمراه کردن آنان را ندارد. " قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ "(سوره ص آیات 82-83) –"....وَ قَالَ لَأَتخَّذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًاوَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُم‏...."( آیه 119 سوره نساء)
براین اساس درفرهنگ و ادبیات قرآن، مخلصین کسانی هستند که شیطان از تصرف در آنان و اغوا و اضلال آنها،عاجزوناامید است ؛ طبیعی است کسی که درراه حرکت بسوی خدا،به هیچ وجه ولو اندکی ،نه راه را گم کند و نه مقصد را، همان تعبیر دیگری خواهد بود از واژه " عصمت".
2- مصادیق مخلصین : با اندک فحص و جستجو در قرآن تعدادی ازمخلصین بیان شده است؛ حضرات انبیاء یوسف، موسی، عیسی،ابراهیم، اسحق و یعقوب(علیهم السلام)
"... إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ (یوسف24)
"وَ اذْكُرْ فِی الْكِتابِ مُوسى‏ إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولاً نَبِیًّا (51مریم)
"وَ اذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ أُوْلىِ الْأَیْدِى وَ الْأَبْصَرِإِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بخِالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِوَ إِنهَّمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَینْ‏َ الْأَخْیَارِ(سوره ص 45-47 )
درادامه آیه شریفه اخیرآمده است:" ... انهم عندنا لمن المصطفین الاخیار"(47)؛ این آیه اشاره به این حقیقت دارد که انبیائی که درآیات فوق نامشان ذکر شده جزو گروه " مصطفین الاخیار" هستند. به عبارتی این آیه تعلیلی است بر آیه قبلی به این معنا که مخلصین به این دلیل مخلصین هستند که جزو برگزیدگان اخیار("مصطفین" )در نزد خداهستند.
3- مصادیق دیگر:آدم ،نوح و آل ابراهیم و آل عمران(علیهم السلام)
" إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى ءَادَمَ وَ نُوحًا وَ ءَالَ إِبْرَاهِیمَ وَ ءَالَ عِمْرَانَ عَلىَ الْعَالَمِینَ ذُرِّیَّةَ  بَعْضُهَا مِن بَعْض‏( آل عمران آیه 34) براساس این آیه، این دسته نیز جزو "مصطفین" بوده، لذا داخل در مخلصین خواهند بود.
براساس آیاتی دیگرروشن میشود که برخی ازآل ابراهیم وآل عمران، مشمول اصطفاء اند، نه همه آل. "وَ بَارَكْنَا عَلَیْهِ وَ عَلىَ إِسْحَاقَ  وَ مِن ذُرِّیَّتِهِمَا محُسِنٌ وَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِینٌ(صافات113)
4- گروه دیگر از مصادیق( آیات 84 الی 90 سوره انعام)
"وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ  كُلاًّ هَدَیْنَا  وَ نُوحًا هَدَیْنَا مِن قَبْلُ  وَ مِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَنَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسىَ‏ وَ هَرُونَ  وَ كَذَالِكَ نجَزِى الْمُحْسِنِینَ(84)
وَ زَكَرِیَّا وَ یحَیىَ‏ وَ عِیسىَ‏ وَ إِلْیَاسَ  كلُ‏ٌّ مِّنَ الصَّالِحِینَ(85)
وَ إِسْمَاعِیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطًا  وَ كُلاًّ فَضَّلْنَا عَلىَ الْعَلَمِینَ(86)
وَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ ذُرِّیَّاتهِمْ وَ إِخْوَانهِمْ  وَ اجْتَبَیْنَاهُمْ وَ هَدَیْنَاهُمْ إِلىَ‏ صرِاطٍ مُّسْتَقِیمٍ(87)
همانطورکه از آیات فوق پیداست انبیاء ذکرشده " اجتباء" شده اند؛اجتباء درفرهنگ عرب(1) همان معنای اصطفاء است، لذا این دسته از انبیاء نیز داخل دربرگزیدگان از اخیار یا همان "مصطفین الاخیارو مخلصین" خواهند بود. نکته مهم : درآیه87 انعام، برخی از آباء و ذریه انبیاء(ع)و برادران آنها، نیز جزو دسته" اجتباء" ذکرشده اند، که درادامه آیه براساس عبارت " أُوْلَئكَ الَّذِینَ ءَاتَیْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَ الحْكمْ‏َ وَ النُّبُوَّةَ  فَإِن یَكْفُرْ بهِا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَكلَّنَا بهِا قَوْمًا لَّیْسُواْ بهِا بِكَافِرِینَ(89) ،روشن می شود که مراداز"مِنْ ءَابَائهِمْ وَ ذُرِّیَّاتهِمْ وَ إِخْوَانهِمْ " ، افراد عادی نیستند بلکه کسانی هستند که دارای "کتاب وحکم و نبوت" اند؛ یعنی همان انبیاء، لذا تمام انبیائی که پس ازاینها آمده اند، یا جزو اجداد آنها، یا هم دوره آنها هستند، جزو گروه " اجتباء" بوده ولذا درسلک "مخلصین و مصطفین" خواهند بود.عبارت اخیر تمام انبیاء راشامل می شود(وَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ ذُرِّیَّاتهِمْ وَ إِخْوَانهِمْ  )

5- گروه پنجم حواریون: بر اساس سوره صف آیه 14 حواریون مورد تایید الهی قرار گرفته اند: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُونُوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوَارِیِّینَ مَنْ أَنصَارِی إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِی إِسْرَائِیلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَىٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِینَ ﴿الصف: ١٤﴾. همچنین به آن ها وحی می شده است: وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَى الْحَوَارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَبِرَسُولِی قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ﴿المائدة: ١١١﴾


شبهه : ممكن است گفته شود همه این استدلالها صحیح،ولی اکثراً درخصوص رسولان صاحب شریعت است درحالیكه بسیاری از انبیاء آن وظایف رسولان را نداشته ویا اساساً صاحب کتاب یا شریعتی نبودند، دراینصورت عصمت آنها با این بیان چگونه اثبات خواهد شد؟
پاسخ:
اولا ً؛ براساس آیه شریفه " قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ" (بقره136و285) ،هیچ فرقی بین انبیاء و رسولان ازحیث اینكه پیامبرند(شؤون پیامبری)، نیست،(دقت شود که درآیه فوق انبیا ورسولان الهی باهم ذکرشده است)؛ لذا هرآنچه از ویژگیهای انبیاء باشد ،برهمه آنها صادق است و اگر تفاوتی هست براساس آیات شریفه "تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ"(253بقره)،و" لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلى‏ بَعْضٍ...(55اسرا) فضیلت و برتری، رتبی بوده وصرفاً در مراتب قرب ووظایف و... خواهد بود.

ثانیاَ : عصمت یک امر اکتسابی است و این که خداوند علم دارد و می داند چه کسی عصمت خود را حفظ می کند و مراتب آن را در بالاترین درجه ممکن به دست می آورد تا رسالتش را به او بسپارد، به معنای جبری بودن عصمت نیست. لذا در صورتی که عصمت اختیاری باشد علاوه بر انبیای صاحب شریعت اشخاص دیگری همچون اوصیای انبیا نیز می توانند به این مقام برسند. به عنوان مثال می توان حواریون حضرت مسیح را بر شمرد. در آیه کریمه فَلَمَّآ أَحَسَّ عِیسَىٰ مِنْهُمُ ٱلْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِىٓ إِلَى ٱللَّهِ ۖ قَالَ ٱلْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَٱشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ [ آل عمران :٥٢]  علّامه طباطبایی برای هر كدام از ایمان و اسلام مراتب سه‎گانه‎ای را ذكر كرده و این ایمان و اسلام حواریون كه در آیه شریفه ذكر شده است از آخرین مرتبه آنها است كه عبارت از تسلیم مطلق نسبت به هر چیزی است كه خداوند از آنان بخواهد و غیر از مؤمنین خالص كسی قادر بر آن نمی‎باشد.[علامة طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 3، 204، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بی‎تا].

در روایتی پیامبر اسلام حواریون را دوازده شخص خالص و انتخاب شده برای یاوری عیسی می داند که در نصرت خداوند و رسول او کوشا ، شجاع و آماده بودند، هیچگونه ضعف و تکبری  در آنان نبود ، ایمانشان  از هر شک و تردیدی پیراسته بود و عیسی را با بصیرت و خلوص و جدیت و خضوع یاری می کردند (بحار الانوار  ،ج 36 ،ص 309 ، حدیث 149 ).



ثالثاً :بنابر آیات " رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاَّ یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزیزاً حَكیماً (نسا 165) و " وَما كُنَّا مُعَذِّبینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً (اسرا 15) و "کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ.....(213 بقره)،خداوند انبیاء را برمی گزیند كه دربین مردم وقوم خود باتبشیر وانذار،حجت رابرمردم تمام کنند؛ لذا با توجه به این دو آیه ،همه انبیاء(اعم از رسول و غیررسول)، حجتهای الهی دربین قوم هستند واگر گناهکارو عاصی باشند، برای مردم حجت نخواهند بود ودر این مسئله نیز تفاوتی بین انبیا ورسولان قایل نشده است.

دلیل دوم :استدلال براساس اهداف انبیا

طبق آموزه های قرآنی انبیاء ورسولان الهی (ع) درراس همه ماموریت های خود، برای تبشیر واندارواتمام حجت الهی و تعلیم و تربیت ،مبعوث شده اند؛
" هوالذی بعث فی الامیین رسولاً منهم ...لیزکیهم ویعلمهم الکتاب .."(سوره جمعه آیه 2)
"لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً ...یزکیهم و یعلمهم الکتاب."(آل عمران 164)
وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاَّ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ ....َ ( کهف 56)
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ.....(213 بقره)
رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلاَّ یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ... (165نسا)
ما كُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً (15اسرا)
طبق آیات فوق هدف بعثت ازانبیا، تربیت و هدایت مردم است، اگرانبیاء(ع) خود عامل به گفته های خود نباشند، این امرمهم حاصل نخواهد شد.چراکه تبشیرواندارو اتمام حجت زمانی محقق می شود که انبیا خود به مقتضای آنچه می گویند عمل کنند، طبع انسان بگونه ای است که اگر مربی  به تعالیم خود پایبند نبوده وبین قول و فعل او تضادی باشد نفوس آنها،ازچنین شخصی گریزان خواهد شدو به او اعتماد نخواهند کرد؛ لذا اگر كسی كه مسئولیت تربیت مردم رابرعهده دارد، معصوم نباشد، بی اعتمادی مردم نسبت به آنها، زمینه تبعیت را فراهم نخواهد كرد و این نقض غرض ایجاد خواهد كرد. شاهد این موضوع مسائل عادی و روزانه زندگی است که دركوچكترین امور زندگی كه به افرادی مراجعه می شود، چنانچه طرف مقابل پایبند به آنچه می گوید نباشد ،دراندك زمانی اعتماد مردم از آنها سلب می شود و جالب اینجاست كه اعتماد سابق یا بازنمی گردد و یا در موارد نادر، بسیار دیگر و محدود بر می گردد.به این ترتیب در دین كه همه سرنوشت دنیوی و اخروی انسان در دست تعالیم انبیاء(ع) است، جایی برای بی اعتمادی نخواهد بود.

دلیل سوم :استدلال با استناد به مطلق بودن اطاعت از انبیا(ع)

" وما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله " (نساء آیه 64)
" اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و لاتبطلوا اعمالكم"(سوره محمد آیه 33)
"وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِم" (احزاب، آیه 36)
" أَطیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْكافِرینَ (32آل عمران)
" أَطیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ"(آل‏عمران  132  )
یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنكمُ‏ْ  فَإِن تَنَازَعْتُمْ فىِ شىَ‏ْءٍ فَرُدُّوهُ إِلىَ اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِذَالِكَ خَیرْ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً(نسا59)
طبق این آیات شریفه خداوند به مومنین دستور می دهد كه از انبیاء اطاعت و فرمانبرداری مطلق داشته باشند و هیچكس درمقابل هیچكدام از اوامر پیامبر (ص)حق و اختیاری ندارند؛ فلذا اگرمعاذالله پیامبر غیرمعصوم و گناهکارباشد ودرعین حال اطاعت از اوهم واجب باشد،دراینصورت همه معصیت كاران در مقابل خداوند معذور خواهند بود واین خلاف صریح آموزه های قرآنی است.لذا باید انبیاء(ع) معصوم باشند تااطاعت مطلق درخصوص انها صدق پیداکند.

دلیل چهارم : استدلال با استناد به نهی های الهی خطاب به پیامبر(ص)

1-"... وَ لا تُطیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفینَ (شعرا 151)     
2-"... ولاتطع منهم آثماً او كفوراً"(24قلم)
3-"... ولاتطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا واتبع هواه وکان امره فرطا ..."(كهف 28)
4-"...فلاتطع المکذبین"(قلم 8)
5-"...ولاتطع کل حلاف مهین"(قلم10)
......
باتوجه به این آیات، خداوند به پیامبر(ص)دستور می دهد كه از مسرفان و گناهكاران و كافران ودروغ گویان و كسانی كه قلبشان از یاد خدا غافل است و نیز از تابعان هواهای نفسانی و... اطاعت و تبعیت نكند؛ لذا می توان نتیجه گرفت که خود پیامبرهم نباید هیچ یك از این ویژگیها را داشته باشد؛چراكه اگرپیامبر دارای این ویژگیها باشد، چون اطاعت از ایشان واجب است وازطرفی خدا دستور می دهد كه اطاعت از اینگونه اشخاص نشود، این امرتكلیف مالایطاق خواهد بود، بنابراین پیامبر(ص) باید معصوم و دور ازگناه و خطا باشد؛ البته باید یادآوری کرد که هرچندموارد مذکور درآیات فوق هریک ناظر به یک گناه خاصی است لیکن اگر "مخلَص" بودن و"عدم تبعیت از هوای نفس" و " تذکر دائمی یاد خدا" باهم جمع شوند، عصمت کامل و مطلق انبیا، ازمطلق گناهان را افاده می کند.به عبارتی وقتی انبیا بدلیل "مخلص" بودن، شیطان قدرت تصرف درآنها ندارد وازطرفی ازهوای نفس نیز تبعیت نمیکنند و دایما به یاد وذکرخداهستند این یعنی همان "عصمت انبیا".
نکته : باتوجه به اینکه براساس دلایل فوق عصمت انبیا بطور اطلاق، اثبات گردید آیاتی که ممکن است توهم عصیان و گناه وتمرد ولغزش ... ، نماید با دلایل فوق که آیات محکمه هستند، قابل رفع خواهد بود؛البته کتب مفصلی دراین خصوص تالیف گردیده(3) که شبهات مطرح و آیات متشابه ِآن را تبیین و توضیح داده است که طالبان می توانند بدانها مراجعه کنند.
آنچه آیات فوق درخصوص عصمت تبیین می کنند ناظر به گناه فقهی و مصطلح در زبان و عرف دینی است و سایر مراتب و معانی گناه را بادلایل دیگری باید اثبات کرد.

آیا عصمت پیامبر و اهل بیت علیهم السلام خدادادی محض است یا این که اکتسابی و بر اساس لیاقت و امتحان شدن است ؟
بدون شک عصمت پیامبران و ائمه علیهم السلام اکتسابی و بر اساس لیاقت و امتحان است ؛ زیرا اگر خدادادی محض باشد ، هیچ ارزشی ندارد و فضیلیت محسوب نمی‌شود .
نکته اساسی در بحث عصمت این است که باید دید منشأ عصمت در معصومین چیست ؟ بنابر اعتقاد شیعیان که با دلایل محکم و قاطع قابل اثبات است ، منشأ عصمت معصومین علم قطعی ، شهودی و وجدانی به حقایق امور و عواقب اعمال است ؛ به طوری که سبب می‌شود اراده انسان قوی و در نفس او قوه ای ایجاد شود که او را از انجام گناه و لغزش محافظت می‌کند .
این علم ، علمی است که دارنده آن صاحب چشم بصیرتی می‌شود که عواقب ، آثار و لوازم گناه و ترک واجبات را در دنیا و آخرت با تمام وجود لمس می‌کند . و از انسان موجودی می‌سازد که در تمام عمرش حتی به اندازه ذره‌ای با دستورات پروردگارش مخالفت نمی‌کند و حتی فکر انجام معصیت و یا ترک واجب در مخیله او نمی‌گنجد .
معصومین (علیهم السلام) از طرفی علم قطعی به عواقب گناه دارند و از طرف دیگر ذات خداوند را به حقیقت شناخته اند و می دانند که با انجام معصیت ، از دستور چه کسی سر پیچی خواهند کرد ؛ لذا در تمام طول عمرشان حتی فکر گناه را هم نمی کنند ؛ با این که در انجام آن قدرت کامل دارند
این مسأله حتی در برخی موارد برای سایر انسان‌ها نیز اتفاق می‌افتد ؛ مثلاً انسانی که می‌داند در داخل این ظرف زهر خطرناکی است ، هرگز از آن نخواهد نوشید و حتی فکر خوردن آن را نیز نخواهد کرد ؛ زیرا انسان به کشنده بودن زهر علم قطعی دارد و این علم باعث می‌‌شود که انسان‌ها در تمام عمرشان حتی یک بار مرتکب آن نشوند ؛ با این که هر انسانی مختار است و هر وقت که اراده کند می‌تواند با خوردن خودکشی کند ؛ چنانچه هستند انسان‌های ضعیف النفسی که حتی با دانستن کشنده بودن زهر ، با خوردن آن خود کشی می کنند .
و یا مثلاً مادری که فرزندی شیرخواری دارد ، هر گز تصور این را نمی کند که چاقو بردارد و سر فرزند خودش را ببرد ؛ با این که این عمل از اعمال اختیاری مادر است ؛ اما علم این شیر خوار فرزند او است و علاقه شدیدی به او مانع این می شود که حتی این فکر پلید را از سر بگذراند .
معصومین (علیهم السلام) از طرفی علم قطعی به عواقب گناه دارند و از طرف دیگر ذات خداوند را به حقیقت شناخته اند و می دانند که با انجام معصیت ، از دستور چه کسی سر پیچی خواهند کرد ؛ لذا در تمام طول عمرشان حتی فکر گناه را هم نمی کنند ؛ با این که در انجام آن قدرت کامل دارند .
مرحوم شیخ مفید رحمت الله علیه در این باره می فرماید :
العصمة لطف یفعله الله تعالى بالمکلف بحیث یمتنع منه وقوع المعصیة وترک الطاعة مع قدرته علیهما .
عصمت ، لطفی از جانب خداوند که شامل حال مکلف می‌شود و او را از وقوع در معصیت و ترک اطاعت باز می‌دارد ؛ با این که آن شخص قادر به انجام آن‌ دو است . (النکت الإعتقادیة - الشیخ المفید - ص 37)
برای اثبات این علم برای اوصیای انبیا و به ویژه ائمه معصومین علیهم السلام دلایل فراوانی وجود دارد ؛ از جمله در باره حضرت آدم علی نبینا وآله وعلیه السلام می‌فرماید :
و«َعَلَّمَ آَدَمَ الْأَسْمَاءَ کلَّهَا» (البقره / 31) ؛ در باره حضرت داود و سلیمان علی نبینا وآله وعلیهما السلام می‌فرماید :
«وَلَقَدْ آَتَینَا دَاوُودَ وَسُلَیمَانَ عِلْمًا وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنَا عَلَى کثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ . وَوَرِثَ سُلَیمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ یا أَیهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّیرِ وَأُوتِینَا مِنْ کلِّ شَیءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ» (النمل / 15-16)
و نیز می‌فرماید :
«عَالِمُ الْغَیبِ فَلَا یظْهِرُ عَلَى غَیبِهِ أَحَدًا . إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ» (الجن / 26_ 27)
آیات از این دست در مورد عصمت انبیا در قرآن زیاد است که به دلیل رعایت اختصار از ذکر آن ها صرف نظر می کنیم .
این علم الهی خاص ، لطفی است که خداوند به بندگان برگزیده خودش عطا کرده و سبب و منشأ ایجاد ملکه تقوی تا عالی‌ترین درجه آن ؛ یعنی عصمت شده است . مثلاً در باره حضرت یوسف علیه السلام همین علم باعث شد که مرتکب فحشا نشود ؛ با این که کاملاً در انجام آن مختار بوده است .


اگر همه می توانند مقام عصمت را کسب کنند و عصمت جبری نیست و اختیاری است، پس چرا فقط انبیا و اوصیای آن ها، برگزیده و معصوم می شوند و ما انسان‏ هاى معمولى نمى‏ توانیم به آن مقام برسیم؟ مگر آن هاچه عملى انجام مى‏ دهند كه الگو مى‏ شوند؟

براى پاسخ به این پرسش باید به سه واقعیت معرفت پیدا كرد.
 1. پیامبران و امامان(ع) داراى اراده بشرى‏اند؛ مانند دیگر مردم زندگى مى‏كنند؛ براى تحصیل هر چه بیش‏تر مقامات معنوى مى‏كوشند و اهل صبر و جهاد و زهد و تقوایند.
2. خداوند متعال به قابلیت ممتاز پیامبران و امامان براى تحصیل مقامات معنوى و شایستگى آنان براى به عهده گرفتن مسؤولیت هدایت جامعه علم دارد. درحقیقت همان قابلیت و شایستگى آنان موجب گزینش آنان مى‏شود. آیات و روایات فراوانى بر این دو واقعیت گواهى مى‏دهد: «وجعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا و كانوا بایتنا یوقنون؛ و چون شكیبایى كردند و به آیات ما یقین داشتند، برخى از آنان را پیشوایانى قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت مى‏كردند.»؛ سجده(32):24. «اللّه اعلم حیث یجعل رسالته؛ خداوند بهتر مى‏داند رسالتش را كجا قرار دهد.» انعام(6):124.
3. سپردن هر مسؤولیتى با دادن امكانات لازم همراه است. امامت جامعه از این قاعده مستثنا نیست. از این رو، خداوند آنان را از علم لازم براى به عهده گرفتن مسؤولیت امامت بهره‏ مند مى‏گرداند. این ویژگى هنگام به عهده گرفتن مسؤولیت براى امامان(ع) محسوس مى‏شود؛ چنان كه درباره امام هادى(ع) مى‏خوانیم: «یكى از یاران ایشان به نام «هارون به فضیل» در كنارشان بود كه ناگاه امام فرمودند:«انالله و انا الیه راجعون» ابى جعفر در گذشت. به حضرت عرض شد: از كجا دانستید؟ فرمود: در برابر خدا فروتنى و خضوعى در دلم افتاد كه برایم سابقه نداشت. اصول كافى، ج‏2، ص‏218.
در اوایل دعاى ندبه به مجموع این سه واقعیت نورانى اشاره شده است: «بعد ان شرطت علیهم الزهد فى درجات هذه الدنیا الدنیه و زخرفها و زبرجها فشرطوا لك ذلك و علمت منهم الوفاء به فقبلتهم و قربتهم و قدمت لهم الذكر العلى و الثناء الجلى و اهبطت علیهم ملائكتك و كرمتهم بوحیك و رفدتهم بعلمك؛...بعد از آن كه بر آن‏ها شرط كردى نسبت به دنیا و زینت زیورها زهد بورزند، آنان نیز این شرط را پذیرفتند و دانستى كه آنان به آن شرط وفا دارند. پس آن‏ها را پذیرفتى و به خود نزدیك ساختى و یاد بلند و ستایش ارجمند را براى ایشان پیش فرستادى و فرشتگانت را بر آنان فرو فرستادى و به وحى خود آنان گرامى داشتى و آنان را به بخشش علم خود میهمان كردى... .»
البته این امتیاز(علم و عصمت موهبتى) پایه و شرط اولیه امامت است و معصومان با اراده خویش و تلاش و عبادت به مقامات عالى‏ترى از علم و عصمت دست مى‏یابند؛ چنان كه در قرآن مجید از زبان پیامبر(ص) مى‏خوانیم:«و قل رب زدنى علماً؛ و بگو پروردگارا بردانشم بیفزاى.»؛ طه(20):114.
و همین عبادت‏ها و صبر و جهادهاى بیش‏تر كه با اختیار و اراده انجام مى‏شود، موجب برترى برخى از پیامبران بردیگر پیامبران مى‏گردد: «تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض؛ برخى از آن پیامبران را بر برخى دیگر برترى بخشیدیم... .»؛بقره(2):253.
ناگفته نماند، دسترسى به مقام «عصمت» و راه‏یابى به مقامات «علمى و معنوى» به پیامبران و امامان اختصاص ندارد و براى همگان میسر است؛ چنان كه حضرت زینب(س) تا مرز عصمت پیش رفت؛ حضرت عباس(ع) به مقامات عالى معنوى دست یافت و بسیارى از علما و اولیا را «تالى تلو معصو»(نزدیكان به مرز عصمت) مى‏ خوانند.

Cialis canada
دوشنبه 7 خرداد 1397 04:14 ب.ظ

Nicely put. With thanks!
how to purchase cialis on line cialis tablets australia safe site to buy cialis online we choice free trial of cialis cialis prezzo al pubblico only now cialis for sale in us where cheapest cialis weblink price cialis cialis herbs i recommend cialis generico
Generic cialis
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 07:59 ب.ظ

You mentioned that fantastically!
cialis patent expiration look here cialis order on line cialis online 5 mg cialis coupon printable buying cialis overnight cialis online cialis italia gratis cialis sans ordonnance cialis 5 mg buy we like it safe cheap cialis
Viagra prices
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 04:14 ق.ظ

Helpful information. Thank you!
how can i order viagra cheap sildenafil uk sildenafil generic price buy pharmaceutical viagra viagra prescription buy generic viagra cheap viagra pharmacy uk buy viagra sample price for viagra viagra for sale online
Generic cialis
یکشنبه 19 فروردین 1397 03:32 ق.ظ

Awesome info. Thank you.
cialis preise schweiz dose size of cialis tadalafil tablets cialis qualitat generic cialis at walmart cialis prices in england cialis 30 day sample we like it safe cheap cialis cialis rckenschmerzen cialis tadalafil online
Cialis 20 mg
جمعه 3 فروردین 1397 06:45 ق.ظ

Truly a good deal of useful information.
cialis generique generic cialis with dapoxetine we choice cialis pfizer india cilas buy cheap cialis in uk cialis from canada cialis dosage recommendations order generic cialis online buy cialis online cialis 200 dollar savings card
سوالات آیین نامه رانندگی
پنجشنبه 2 فروردین 1397 02:47 ب.ظ
لطفا توضیحات کامل تری قرار دهید
سوالات آیین نامه رانندگی
پنجشنبه 2 فروردین 1397 02:46 ب.ظ
ممنون خیلی عالی بود
How do I stretch my Achilles tendon?
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:19 ب.ظ
Hey There. I found your blog using msn. This is a very well
written article. I will make sure to bookmark it and come back
to read more of your useful info. Thanks for the post.
I will certainly return.
How does Achilles tendonitis occur?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:08 ب.ظ
Wow that was strange. I just wrote an extremely long
comment but after I clicked submit my comment didn't appear.
Grrrr... well I'm not writing all that over again. Anyway, just wanted to say great blog!
korysprenger.wordpress.com
شنبه 31 تیر 1396 09:35 ب.ظ
Very great post. I simply stumbled upon your blog and
wished to say that I have truly enjoyed surfing around your weblog
posts. In any case I will be subscribing to your feed and
I am hoping you write again soon!
evelinnotch.jimdo.com
پنجشنبه 29 تیر 1396 08:46 ق.ظ
Hi, i think that i saw you visited my site so i came to “return the favor”.I am trying to
find things to improve my site!I suppose its ok to use some of your ideas!!
capriciousnotar88.snack.ws
چهارشنبه 28 تیر 1396 08:53 ب.ظ
I've learn a few just right stuff here. Definitely worth bookmarking for revisiting.
I wonder how a lot effort you put to make any such wonderful informative site.
josephinechila.wordpress.com
چهارشنبه 28 تیر 1396 05:57 ب.ظ
Very good write-up. I definitely love this website.
Continue the good work!
marianovalentin.jimdo.com
چهارشنبه 28 تیر 1396 11:09 ق.ظ
It's actually a nice and helpful piece of info. I'm
glad that you simply shared this helpful information with us.

Please stay us up to date like this. Thanks for sharing.
bigenclosure9238.jimdo.com
چهارشنبه 28 تیر 1396 10:43 ق.ظ
Link exchange is nothing else but it is just placing the other
person's webpage link on your page at appropriate place and other person will also
do same in support of you.
thedaflorencio.weebly.com
چهارشنبه 28 تیر 1396 08:54 ق.ظ
I read this paragraph completely on the topic of the comparison of latest and previous technologies, it's awesome
article.
kimbrayuki.weebly.com
سه شنبه 27 تیر 1396 08:45 ب.ظ
This page really has all the info I needed about this subject and didn't know who to ask.
verenahasbniu.jimdo.com
دوشنبه 26 تیر 1396 07:17 ب.ظ
Hi there colleagues, its enormous paragraph about teachingand fully defined, keep it up all the time.
http://ellenfriese.jimdo.com
جمعه 23 تیر 1396 02:20 ب.ظ
Hi this is somewhat of off topic but I was wanting to know if blogs use WYSIWYG editors or if you have to
manually code with HTML. I'm starting a blog soon but have no coding expertise so I wanted to get guidance from someone with experience.
Any help would be enormously appreciated!
std screening
یکشنبه 4 تیر 1396 11:18 ب.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آغاز آیا نه
حل و فصل درست با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما در واقع قادر
به من مؤمن اما تنها برای کوتاه در حالی که.
من این مشکل خود را با فراز در منطق و یک
خواهد را سادگی به کمک پر کسانی که شکاف.

که شما که می توانید انجام من خواهد قطعا تا پایان در گم.
Helen
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:49 ق.ظ
There's certainly a lot to find out about this issue.
I love all the points you have made.
Cliff
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 05:55 ب.ظ
I do not even know how I ended up here, but I thought this post was good.
I don't know who you are but certainly you're going to a famous blogger
if you aren't already ;) Cheers!
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 03:49 ب.ظ
You actually make it seem so easy with your
presentation but I find this matter to be actually something which I think I
would never understand. It seems too complex and extremely broad for me.
I'm looking forward for your next post, I will try to get the hang
of it!
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 01:22 ب.ظ
You're so interesting! I don't suppose I have read
anything like that before. So great to find another person with some
unique thoughts on this topic. Really.. thanks for starting this up.

This web site is something that is needed on the internet,
someone with a bit of originality!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر